السيد الخميني
263
ديوان امام ( فارسى )
در مدح ولى عصر « عج » دوستان آمد بهار عيش و فصل كامرانى * مژده آورده گل و خواهد ز بلبُل مژدگانى باد در گلشن فزون از حد نموده مُشكبيزى * ابر در بُستان بُرون از حد نموده دُرفشانى برقْ رخشان در فضا چون نيزهء سالار توران * رعدْنالان چون شه ايران ، ز تير سيستانى از وصول قطرهء باران به روى آب صافى * جلوهگر گشته طَبَقها پُر ز دُرهاى يمانى دشت و صحرا گشته يكسر فرش از ديباى اخضر * مر درختان راست در بر جامههاى پرنيانى گوييا گيتى چراغان است از گلهاى الوان * سوسن و نسرين و ياس و ياسمين و استكانى هم منزّه طَرْف گلشن از شَميم اقْحوانى * هم مُعطّر ساحَت بُستان ز عطر ضيمرانى ارغوان و رُزّ و گل ، صحن چمن را كرده قصرى * فرش او سبز و فضايش زرد و سقفش ارغوانى